سناتور کری: پیش از صحبت کردن راجع به ایران به دقت بیندیشید

سناتور کری: پیش از صحبت کردن راجع به ایران به دقت بیندیشید

سناتور جان کری (دمکرات)

—————————————————————

اعتراضات گسترده و خودجوش مردمی که از هفته گذشته و به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سراسر ایران را فراگرفته موجب شد تا آن کشور بار دیگر مورد توجه ایالات متحده آمریکا قرار گرفته و انعکاس خبری نا آرامی های مربوط به آن در صدر اخبار رسانه های مهم آمریکا قرار گیرد. اظهار نظر صریح پرزیدنت اوباما مبنی بر تقبیح هرگونه تقلب و آمار ساختگی در اعلام نتایج انتخابات در ایران موجب شد آمریکا عملأ به عرصه مناقشات و نا آرامی های جاری در این کشور کشیده شود.

مک کین سناتور جمهوریخواه و رقیب اصلی پرزیدنت اوباما در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ ایالات متحده، اظهارنظر وی را در باره انتخابات ایران سست و بی پایه خواند و ادعا کرد «اگر ما در مواضعمان نسبت به آن کشور استوار وثابت قدم بمانیم مردم ایران سرانجام بر شرایط نا آرام کنونی فائق می آیند.»

قدر مسلم نطق روشن آقای مک کین برای سیاست گذاران آمریکا که از پیام های تفرقه برانگیز وخصومت بار احمدی نژاد، رئیس جمهوری فعلی ایران، خسته به نظر می رسند کار را سهل یا حداقل ساده تر می کند. ما همگی تحت تأثیر تظاهرات آرام و صلح جویانه مردم ایران قرار گرفته ایم، چیزی که به نظر می رسد در سه دهه گذشته سابقه نداشته است. همدلی ما همراه تمام مردمی است که در آن کشور در جستجوی احترام متقابل و همکاری با دنیای خارج هستند. تصاویر کشتار مردم بیگناه توسط نیروهای شبه نظامی بسیج بسیار تکان دهنده و اندوهبار است و ما را در دام واکنش عاطفی نسبت به شرایط موجود می اندازد.

اما مشکلی که در اینجا نمی بایست از نظر پنهان بماند آن است که اگر ما به واقع خواهان قدرت گرفتن مردم ایران هستیم، می بایست بدانیم چگونه هر کلمه ای که ما به کارمی بریم می تواند دستاویز حکومت روحانیون و قدرت گرفتن آنان در ایران قرار گرفته و مسیر مبارزات مردمی را از موضوعات اساسی چون بحران و فروپاشی اقتصاد کشور به سمت عوام فریبی و درگیری های کور و خشونت بار با دشمنان موهوم استقلال کشور بدل شود. تا بد ین مقطع نیز سران تندروی حکومت اسلامی ایران در قلمداد کردن نقش مداخلات آمریکا در مشاجرات انتخاباتی و اعتراضات مردمی گسترده در ایران تلاش مستمری کرده و می کنند. روز چهارشنبه ۲۷ خرداد، وزارت امور خارجه ایران مقامات آمریکایی را به دلیل اظهارات مداخله جویانه شان در امور داخلی ایران مورد ملامت قرار داد. دولت ایران از آنچه که تحریف در پوشش خبری رسانه های خارجی خوانده و آن را منجر به اوج گرفتن نا آرامی ها دانسته، شاکی است.

ما نباید از قبول این واقعیت و امیدی که اصلاح طلبان برای پیروزی دارند سرباز زنیم. انتخابات ایران می باید موضوعی منحصر به ایران باشد و جایی برای ایفای نقش آمریکا نیست. نا آرامی های چند روز گذشته در ایران به ما آموخته است که اکنون عرصه مجادلات نه به آمریکا، که به مردم ایران تعلق دارد.

برای درک این مطلب تنها کافیست به ندایی که از تظاهرات مردمی برمی آید گوش بسپاریم. در شعارهای آنان، پلاکاردهایی که با خود حمل می کنند و پیامهایی که در شبکه جهانی اینترنت ردو بدل می کنند چیزی درباره درخواست کمک از واشینگتن شنیده نمی شود بلکه به طور مشخصی گفتمان انقلابی خود را از نو تجدید می کنند. ندای الله اکبری که شبانه از فراز بام ها به گوش می رسد یادآور و ردپای صریحی از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹است.

میرحسین موسوی، رهبر اصلاح طلب ویکی از دو رقیب اصلی مبارزات انتخاباتی این دوره سیاست آشتی جویانه تری نسبت به آمریکا اتخاذ کرده است. اما وی نیز مشروعیت سیاسی خود را از اعتبار انقلابی اش در مبارزه برای براندازی رژیم شاه که از متحدان اصلی آمریکا بود، به دست آورده است. این اعتبار به او و تظاهر کنندگان هوادار وی کمک میکند تا در مظان اتهام ستون پنجمی آمریکا قرار نگیرند.

دگرگونی های امروز ایران در دو سطح به وقوع می پیوندد؛ نخست در خیابان ها و در میان مردم و سپس درمیان دستگاه حکومتی روحانیون تغییر به منصه ظهور می رسد. سر آخر، نتیجه انتخابات ایران تفاوتی در چالش های بنیادی ما در تأمین امنیت ملی ایجاد نخواهد کرد و ما همچنان بر سیاست فعلی خود مبنی بر پیشگیری از دست یابی ایران به سلاح هسته ای باقی خواهیم ماند. این تلاشها می باید صبورانه انجام گیرد و تعامل زودرس با سیاست داخلی ایران تنها می تواند به روند مذاکره آسیب جدی برساند.

روند آتی تحولات در ایران نامعین است. روشن آن است که شیوه سرسختانه و سخنان تندی که سناتور مک کین آن را نمایندگی می کند در هشت سال گذشته راه به جایی نبرده است. برخورد زور مدارانه ما تنها به قدرت رسیدن تندروهای حکومتی را تسهیل کرده و اصلاح طلبان را در موضع دفاعی قرار داده است. آنچه اتفاق افتاد جایگزین شدن یک رئیس جهور اصلاح طلب و معتقد به «گفتگوی تمدن ها» با فرد دیگری است که هولوکاست را انکار می کند و خواهان محو و نابودی اسرائیل از نقشه جغرافیاست.

این همه در حالی صورت می پذیرد که نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه به شدت رو به افزایش است و آن کشور در زمینه برنامه های اتمی نیز به پیشرفت های شایانی دست یافته است.

آخرین کاری که در ادامه باید انجام دهیم در اختیار گذاشتن فرصتی در اختیار رئیس جمهور احمدی نژاد است تا با بیرون کشیدن واقعه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ایران به حمایت آمریکا، از دل تاریخ معاصر، خود را در قالب دکتر محمد مصدق نوینی باز سازی کند و مدعی سردمداری مبارزات مردم ایران علیه دخالت کشورهای غربی شود.

به کار بردن کلمات بسیار اهمیت دارد. پرزیدنت اوباما در پیام روشن خود به ایران و دنیای اسلام به رویکردی جدید اشاره کرد. رئیس جمهور آمریکا با پیشنهاد صلح و مذاکره تندروهای مسلمان منطقه را در مو ضعی دفاعی قرار داد.

پیشاپیش و درحال حاضر ما شاهد چشم انداز روشن این نحوه برخورد هستیم. به احتمال زیاد پیشدستی و فراروی پرزیدنت اوباما در این سیاست کمک بسیاری به نتایج انتخابات هفته گذشته در لبنان کرده است. این انتخابات منجر به پیروزی خیره کننده دوستان و متحدان غرب در انتخابات شد.

ما در حال مشاهده تأثیر این شیوه نوین در ایران نیز هستیم. بازگشت به برخوردهای خشن انتقادی تنها می تواند دستاوردهای پیشین را بر باد دهد، لایه های تندرو حکومت را که خواهان شکست مذاکرات هستند تقویت کرده و توان چانه زنی بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی را که خواهان بهبود روابط با غرب هستند کاهش دهد.

وهمچنین

————————————————————————–

V – O – A News.com

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us

شعر زمستان(مهدی اخوان ثالث)وتفسیر

زمستان


سلامت را  نمی‌خواهند پاسخ گفت‌ ، سرها در گریبان است‌… کسی سر بر  نیاردکرد پاسخ‌گفتن و دیدار یاران را… نگه جز پیش  پا را دید نتواند،  که ره  تاریک و لغزان است..‌. و گر دست  محبّت سوی کس یازی‌،  به اکراه  آورد دست از بغل بیرون‌;   که سرما  سخت سوزان است‌..  نفس‌، کز  گرمگاه سینه می‌آید برون‌،  ابری شود تاریک‌.  چو دیوار  ایستد در پیش چشمانت‌.   نفس کاین  است‌، پس دیگر چه داری چشم‌ ، ز چشم‌ِ  دوستان دور یا نزدیک‌؟؟….  مسیحای  جوانمرد من‌! ای ترسای پیر پیرهن‌چرکین‌!!  هوا بس  ناجوانمردانه سرد است‌… آی‌…..    دمت گرم و  سرت خوش باد! سلامم را  تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!!!…   منم من‌،  میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌…  منم من‌،  سنگ‌ِ تیپاخوردٴ رنجور.  منم‌،  دشنام پست آفرینش‌، نغمهٴ ناجور.!!  نه از رومم‌،  نه از زنگم‌، همان بیرنگ‌ِ بیرنگم‌.  بیا بگشای  در، بگشای‌، دلتنگم‌.   حریفا!  میزبانا !  میهمان سال و ماهت پشت در چون موج   می‌لرزد. تگرگی نیست‌،  مرگی نیست‌. صدایی گر  شنیدی‌،  صحبت سرما و دندان   است‌.  من امشب  آمدستم وام بگزارم‌.  حسابت را  کنار جام بگذارم‌.  چه می‌گویی  که بیگه شد، سحر شد، بامدادآمد؟ فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی‌ِ بعد از سحرگه نیست‌. حریفا! گوش‌ِ  سرمابرده است این‌، یادگار سیلی سرد زمستان است‌. و قندیل  سپهر تنگ میدان‌، مرده یا زنده‌،  به تابوت‌ِ  ستبرِ ظلمت نُه‌توی مرگ‌اندود، پنهان است‌.  حریفا! رو چراغ  باده را بفروز، شب با روز یکسان است‌.  سلامت را  نمی‌خواهند پاسخ‌گفت‌. هوا دلگیر،  درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،  نفسها ابر،  دلها خسته و غمگین….،  درختان  اسکلتهای بلورآجین‌،  زمین  دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌، غبارآلوده  مهروماه‌،  زمستان است‌.

———————————————————————————–

————————————————

تفسیر شعر زمستان


شعر «زمستان‌» از مهدی اخوان ثالث را می‌توان اثری کامل یا به تعبیر خوداخوان‌، «تمام‌ْگفت‌» از این شاعر دانست‌. در این شعر، بسیاری از بدایع و هنرمندیهای ویژٴ اخوان جمع شده است……

ادامه مطلب …

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us

فرشته و تظاهرات مردم در ایران!! داستانی تخیلی و فکاهی از آیدین دوزدانیشان

فرشته و تظاهرات مردم در ایران


داستانی تخیلی و فکاهی از آیدین دوزدانیشان

——————————————————————————

فرشته ای تصمیم میگیرد که تعطیلات تابستانی را در سرزمین تاریخی ایران بگذراند، بنابراین خود را به شکل یک توریست درمی آورد و یک بلیط هواپیما ازطریق معجزه غیبی برای خود جور میکند تا مجبور نباشد منت حضرت ایوب را بکشد که صبر او را قرض بگیرد و از سنگ صبور او مدد جسته تا چند ماه در لیست انتظار خرید بلیط  هواپیمای ایران ایر قرار گیرد. بعد از تهیه بلیط به فرودگاه میرود تا سوار یک فروند هواپیمای باستانی ایران ایر شود و بمقصد ایران، سرزمین باستانی حرکت کند. خوشبختانه بعد از پنج ساعت تاخیر هواپیمای ایران ایر صحیح و سالم سر میرسد و فرشته مشتاق همراه دیگر مسافرها، داخل هواپیمای ویران ایر، ببخشید اشتباه شد، ایران ایر میشوند تا بمقصد تهران پرواز کنند.

داخل هواپیما را دود گرفته بود، فرشته کمی میترسد ولی میهماندار به او توضیح میدهد که جای هیچ نگرانی نیست زیرا بخار کولر گازیهای هواپیماهای روسی شبیه دود و مه میباشد. همه مسافران کمربندهای ایمنی را می بندند و منتظر پرواز هواپیما میشوند ولی هواپیمای غول پیکر از جایش تکان نمی خورد! فرشته از میهمان دار علت تاخیر را می پرسد و میهمان دار هم خیلی روشن و واضح شرح میدهد که با توجه به حدیث شرعی که می فرماید: “النظافت من الایمان” مسئولان محترم هواپیما به نیت تمام مسافران، در حال دادن غسل میت به هواپیما هستند تا اگر خدائی نکرده هواپیما در آسمان پنچر شود و سرنگون گردد، لااقل با هواپیمای تمیز در صحرای محشر حاضر شوند.

بالاخره چند ساعت بعد هواپیمای باستانی ولی بسیار تمیز ایران ایر در حالیکه چند تا ماشین آتش نشانی و چند تا آمبولانس هم آنرا تا آخرین لحظه بلند شدن از زمین اسکورت می کردند بحرکت درمی آید. فرودگاه میزبان می خواهد که لااقل یک فروند هواپیمای آبپاش، هواپیمای ایرانی را تا مقصد تهران همراهی کند تا اگر خدائی نکرده هواپیمای ایران ایر در آسمان آتش بگیرد آنرا خاموش کند ولی مسئولان ایران ایر میگوید که لازم نیست، زیرا هواپیمای ایران ایر به تمام تجهیزات آتش خاموش کن منجمله آفتابه های آبپاش مجهز می باشد.

هواپیما با وقار تمام در حال پرواز بود و میهمانداران هم در حال توزیع روزنامه های ساخت وطن بودند. فرشته هم یکی از روزنامه ها را برمیدارد و مشغول خواندن میشود.در صفحه اول نوشته است: “بعلت تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران، هواپیمائی ایران ایر قادر نیست قطعات یدکی هواپیما خریداری کند “.در صفحه بعدی نوشته است: “هواپیمای سوپر جت صائقه، ساخت ایران از نظر تکنولوژی برابرهواپیمای اف ۱۸آمریکائی می باشد”. فرشته بسیار خوشحال می شود و با خود میگوید: به درک که آمریکا قطعات یدکی به ایران نمیدهد، اگر ایران می تواند هواپیمای بسیار پیشرفته همسطح اف ۱۸ بسازد، آیا قادر نخواهد بود چند تا قطعه یدکی ناقابل برای هواپیما بسازد ؟

فرشته سرش را بلند می کند و می بیند که یکی از موتورهای هواپیما آتش گرفته است. فوراً جریان را به میهماندار تعریف می کند و میهمان دار هم با تاسف فراوان میگوید:” متاسفانه مهندسان پرواز قادر نیستند کاری انجام دهند”. همه مسافران بسیار ناراحت و درمانده بودند. خوشبختانه یک آخوند بسیار با سواد هم در بین مسافران نشسته بود. آخوند باسواد از جایش بلند می شود و به مهندسان پرواز توصیه میکند تا خونسردی خودشان را حفظ کنند و زمام کنترل هواپیما را به او بسپارند ! سر مهندس هواپیما می پرسد:”مگر شما از فن هوانوردی اطلاع دارید؟” آخوند با سواد جواب میدهد: ” بله، یک مدتی در حوضه! مسئول دعای جعفر طیار بوده ام”. مسافران بسیار خوشحال می شوند که آن آخوند باسواد در بین آنان است.

آخوند باسواد، با دقت تمام، آتش موتور هواپیما را بررسی میکند و میگوید که مقدارآتش زیاد نیست و تقریباً به اندازه آتش یک منقل میباشد، بنابراین از مسافران هواپیما درخواست میکند که یک صلوات بفرستند تا آتش خاموش شود. مسافران، محض محکم کاری سه تا صلوات بلند می فرستند ولی متاسفانه آتش موتور هواپیما خاموش نمیشود. مسافران میگویند:” حاج آقا آخوند، آتش خاموش نشد”! آخوند باسواد می گوید: “بنظر میرسد که شدت آتش بیشتر از آنی باشد که با صلوات خاموش شود”. مسافران درمانده شروع به گریه می کنند. آخوند باسواد میگوید: ” بگذارید دعای آیة الکرسی را امتحان کنیم”. آخوند باسواد شروع به قرائت دعای آیةالکرسی میکند ولی متاسفانه آتش خاموش نمیشود. مسافران میگویند: ” حاج آقا آخوند، آتش بازهم خاموش نشد” ! آخوند میگوید: ” این بدان معناست که شدت آتش بسیار زیاد است، پس باید دعای جعفر طیار را خواند”. همه، آخوند را در خواندن دعای جعفر طیار همراهی می کنند. درست در همان لحظه، آتش به موتور دیگر هواپیما سرایت میکند. آخوند با سواد میگوید:” دست نگه دارید مثل اینکه دعا را اشتباهی خواندیم زیرا شدت آتش بیشتر شد. مسافران و مهندسان پرواز همه ناامید و وحشت زده میشوند. آخوند باسواد همه را به آرامش دعوت میکند و می گوید:” این دفعه دعای جوشن کبیر را می خوانیم” همه مسافران آخوند را در قرائت دعای جوشن کبیر همراهی میکنند. لحظه ای بعد هواپیما تعادل خود را از دست میدهد.مسافران می گویند:” حاج آقا آخوند، آتش باز هم خاموش نشد”.  آخوند با سواد می گوید:” باید دعای “یا مقلب القلوب والبصار را بخوانیم”. همه مسافران آخوند را درقرائت دعا همراهی می کنند. ناگهان صدائی شبیه صدای انفجار از پشت هواپیما بگوش میرسد.یکی از مسافران که بیشتر از همه حول شده بود می گوید:” چطور است دعای ونکهة وذوجة رو بخوانیم”. آخوند باسواد میگوید:” آخه مرد حسابی مگر وانکهة وذوجة دعا میباشد؟ هر متن عربی که دعا نمیباشد”.مسافران میگویند:” حاج آقا آخوند، آتش باز هم خاموش نشد”.آخوند باسود میگوید:” دعای کمیل را می خوانیم” مسافران به اتفاق آخوند دعای کمیل می خواندند که ناگهان هواپیما تکانهای شدید میخورد. یکی از مسافران بسیار وحشتزده میگوید:” حاج آقا اون دعای مخصوص زلزله چی بود؟” بتدریج ارتفاع هواپیما کم میشود. آخوند میگوید دعای زلزله را فراموش کن، همگی با من تکرار کنید : ” انا لله و انا الیه راجعون”. درست در همان لحظه، خلبان هواپیما را بر روی باند فرودگاه می نشاند. همه مسافران از زن و مرد گرفته آخوند باسواد را بغل می کنند و از اینکه هدایت هواپیما را در بدترین شرایط ممکن، بنحو احسن بعهده گرفته بود تشکر و قدردانی میکنند.

مسافران بسرعت از هواپیما خارج میشوند. بلندگوی فرودگاه میگوید :” هواپیمای ایران ایر صحیح و سالم به زمین نشست. لطفاً مسافران سالن انتظار جهت سوار شدن به هواپیمای فوق، آماده شوند”!

فرشته بسرعت به مرکز شهر میرود تا از مکانهای زیبای شهر دیدن کند! می بیند که مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته می پرسد: ” برای چی جمع شده اید”؟

مردم تهرام  می گویند: “ما آزادی می خواهیم”.

فرشته می پرسد: “مگر چه چیزی کم دارید”؟

پسران تهرانی می گویند: “به ما اجازه دهند گوشواره بزنیم” و دختران تهرانی می گویند: ” به ما اجازه دهند به تماشای مسابقات ورزشی برویم”.

فرشته از تهران به تبریز می رود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته می پرسد: ” شما هم گوشواره برای پسرا و اجازه تماشای مسابقات ورزشی واسه دخترا می خواهید”؟

مردم تبریز با تعجب می پرسند: “گوشواره برای مردا یعنی چه ؟!”

فرشته می پرسد: ” پس شما برای چی جمع شده اید”؟

مردم تبریز می گویند: ” ما یک مترو برای حل معظل ترافیک می خواهیم”؟

فرشته به اردبیل میرود. می بیند که مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته : ” شما هم مترو برای حل معظل ترافیک می خواهید”؟

مردم اردبیل: ” مترو یعنی چه”؟

فرشته : ” پس شما برای چی جمع شده اید”؟

مردم اردبیل: ” ما یک شبکه برق اظطراری برای فرودگاهمان می خواهیم. زیرا فرودگاه ما با نور آفتاب روشن میشود و وقت غروب آفتاب، باید فرودگاه را ببندیم” !!!

فرشته به کردستان می رود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته : “شما هم برق برای فرودگاه می خواهید”؟

مردم کردستان: ” برق یعنی چه “؟

فرشته: ” پس شما برای چی جمع شده اید”؟

مردم کردستان: “ما مدرسه برای بچه هایمان می خواهیم”.

فرشته به لرستان میرود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته: “شما هم مدرسه می خواهید”؟

مردم لرستان: “مدرسه یعنی چه”؟

فرشته: ” پس شما برای چی جمع شده اید”؟

مردم لرستان: ” ما آب لوله کشی می خواهیم”.

فرشته به خوزستان می رود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته: “شما هم آب لوله کشی می خواهید”؟

مردم خوزستان: ” لوله کشی یعنی چه”؟

فرشته: ” پس شما برای چه جمع شده اید”؟

مردم خوزستان: “ما آب شیرین برای نوشیدن می خواهیم”.

فرشته به بلوچستان می رود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته: “شما هم آب شیرین برای نوشیدن می خواهید”؟

مردم بلوچستان: “شیرین یعنی چه”؟

فرشته: ” پس شما برای چه جمع شده اید”؟

مردم بلوچستان: “ما فقط آب برای نوشیدن می خواهیم”.

فرشبه به بندر ترکمن می رود. می بیند مردم در حال تظاهرات هستند.

فرشته: “شما هم آب نوشیدن می خواهید”؟

مردم ترکمن: “خواستن یعنی چه”؟

فرشته: “پس شما چرا تظاهرات می کنید”؟

مردم ترکمن: “ما تظاهرات نمی کنیم، چون جائی برای نشستن نداریم بناچار سر پا مانده ایم”.

فرشته به اصفهان می رود. در نهایت خوشحالی می بیند که مردم آنجا همه چیز دارند. برق اظطراری برای فرودگاه بین اللمللی ، مترو، مدرسه، دانشگاه، آب لوله کشی، کارخانجات صنعتی استراتژیک، خانه برای زندگی و…. فرشته با خود می گوید: خدا را شکر که اینجا همه چیز مهیا است. در همان لحظه چشمش به تظاهرات مردم می افتد.

فرشته با تعجب از مردم اصفهان می پرسد: “شما ها دیگر چرا تظاهرات می کنید؟ شما که همه چیز دارید، شما باید جشن بگیرید”.

مردم اصفهان می گویند: “ما هم کیک زرد برای جشن می خواهیم”.

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us

اختصاصی سایت گل،مچ بندهای سبز در حمایت از موسوی بود

اختصاصی سایت گل،مچ بندهای سبز در حمایت از موسوی بود

————————————————————————————-

شب قبل چند نفر از بازیکنان مشهور تیم ملی مثل علی کریمی، مهدی مهدوی کیا و جواد نکونام تصمیم گرفتند در حمایت از میر حسین موسوی با مچ بند سبز وارد زمین بشوند

——————————————————

سایت گل -  منصور پورحیدری سرپرست تیم ملی ،  یکی از آنهایی است  که درباره مچ بندهای سبزی که به دست بازیکنان تیم ملی بسته شده بود ، مثل سایر مقامات سعی در پرده پوشی دارد  . او می گوید :”بازیکنان تیم ملی برای رسیدن به پیروزی برابر کره جنوبی و صعود به جام جهانی مچ بندهای سبزی را با نیت نذر حضرت ابوالفضل(ع) بسته بودند. بنده خودم ۲۰ سال است سبز نذری حضرت ابوالفضل (ع) را چه در دروانی که فوتبال بازی می کردم و چه در دوران مربیگری بر دست می بندم.”

—————————————————————–

تصمیم شخصی


اما واقعیت راباید از زبان خبرنگارانی شنید که در جریان تصمیم ملی پوشان فوتبال ایران بودند . یکی از آنها می گوید : ” شب قبل چند نفر از بازیکنان مشهور تیم ملی مثل علی کریمی تصمیم گرفتند در حمایت از میر حسین موسوی با مچ بند سبز وارد زمین بشوند. این یک تصمیم شخصی بود که همانطور که دیدید ، با دخالت نایب رئیس فدراسیون فوتبال شکل دیگری به خود گرفت.” پورحیدری در این باره گفته :” در بین دو نیمه با این تشخیص که ممکن است این مچ بند ها مورد سوء استفاده  سیاسی عده ای قرار گیرد، آنها را باز کردند.” اما واقعیت این بوده که مهدی تاج نایب رئیس فدراسیون در بین دونیمه و با اطلاع از جوی که بلافاصله در شبکه های خبری مردمی مثل فیس بوک راه افتاد ، از بازیکنان درخواست می کند این دست بند ها را باز کنند که البته علی کریمی و جوادنکونام و مهدی مهدوی کیا به جای اجابت این درخواست با باندی سفید روی مچ بند سبز را پوشاندند.این حرکت در تهران و در راه پیمایی امروز طرفداران موسوی نیز مورد استقبال شدید قرار گرفت و ساعتی بعد از شروع بازی عکسهای بزرگ ابتدای مسابقه در این راه پیمایی مشاهده شد. جالب اینکه مسعود شجاعی مهاجم ایران در این بازی یک زیرپیراهنی سبز نیز به تن کرده بودکه آو هم بین دو نیمه آن را از تن کند تا شادی گل احتمالی اش سیاسی نشود.

—————————————————————–

زیدانیسم در تیم ملی


حرکت بازیکنان ایران _ صرفنظر از گرایشی که دارند – را می شود با کار زین الدین زیدان در انتخابات ریاست جمهوری  سال ۲۰۰۲  در فرانسه مقایسه کرد که این بازیکن با حضور در جمع مردم از آنها خواست به جریان تندروی ژان ماری لوپن رای ندهند. در واقع این که ملی پوشان ایران در مقابل اتفاقات این روزها بی تفاوت نیستند ، خوشحال کننده و امیدبخش است و می تواند نشان دهنده چهره ای تازه از آنان باشد آنانی که معمولا به صفتهای بدی مثل پول دوستی و … مشهورند. امیدواریم این اظهار عقیده آزادانه با واکنشی مواجه نشود.
Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us

طنز دوست یابی اینترنتی و لاف های چت بازی

طنز دوست یابی اینترنتی و لاف های چت بازی


* گله میکرد ز مجنون لیلی

خیال اینترنتی

که شده رابطه مان ایمیلی

* حیف از آن رابطه ی انسانی

که چنین شد که خودت میدانی

* عشق وقتی بشود داتکامی

حاصلش نیست بجز ناکامی

* نازنین خورده مگر گرگ ترا

برده یا دات نت و دات ارگ ترا

* بهرت ایمیل زدم پیشترک

جای سابجکت نوشتم به درک

* به درک گر دل من غمگین است

به درک گر غم من سنگین است

* به درک رابطه گر خورده ترک

قطع آنهم به جهنم به درک

* آنقدر دلخور از این ایمیلم

که به این رابطه هم بی میلم

* مرگ لیلی نت و مت را ول کن

همه را جای OKکنسل کن

* OFF کن کامپیوتر را جانم

یار من باش و ببین من ONام

* اگرت حرفی و پیغامی هست

روی کاغذ بنویسش با دست

* نامه یک حالت دیگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

* خسته از fontو ز formatشده ام

دلخور از گِردِلی @ (ات) شده ام ….

* کرد ریپلای به لیلی مجنون

که دلم هست از این سابجکت خون

* باشه فردا تلفن خواهم کرد

هرچه گفتی که بکن خواهم کرد

* زودتر پیش تو خواهم آمد

هی مرتب به تو سر خواهم زد

* راست گفتی تو عزیزم لیلی

دیگر از من نرسد ایمیلی

* نامه ای پست نمودم بهرت

به امیدی که سرآید قهرت

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us

یکی از بدترین روزهای عمرم!!

bose-bg-design-for-web-6

امروز یکی از بدترین روزهای زندگیم بود… روزایی که شباش برام زیباتره!! هیچی دلمو نشکست.. فقط نیرنگ و مکر و حیله و دروغ و کثافت….. دیدم، ما آدما ادعای مردانگی و معرفت و .. میشه ولی وقتی نوبت خودمون میشه گند میزنیم به هر چی که اسمش معرفت و انسانیت !!! امروز کثیف ترین بشر رو دیدم.. دلم واسه خودم سوخت که چرا فریب خوردم!!! من از همه فریب خوردم!! هر کی که بگی.. ولی کسی رو فریب ندادم.. یعنی وقت نشد تا تلافی کنم!!! هـــــــی!!! دلم گرفته!! امروز فهمیدم چقدر بدبختم! فهمیدم لیاقت هیچی رو ندارم… از ته دل از خدا آرزوی مرگ کردم !!!!!

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us
شنبه, ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸

دلم گرفته

bose-bg-design-for-web-7

دلم گرفته زمانی که دفتر خاطراتم را برای حک کردن زمزمه های دلم می گشایم که خودم تنها داخل یک اتاق پر سر و صدا نشستم و در این حالت تنهایی را با تار و پودم احساس می کنم… هر روز که می گذرد برگی از دفتر عمرم کنده می شود و روزهای سرد زندگی من هم یکی پس از دیگری می گذرد ! زندگی که هرگز ندیدم آغازش کجا بود …و پایانش کجاست… دلم می خواهد از زندگیم بنویسم… دوست دارم از آتیشی که درون مرا می سوزاند و خاکسترم می کند بنویسم… برای همه آن کسایی که زخم عمیق قلبم را هرگز به مرهمی مداوا نکردن… و برای همه آنهایی که چه بی رحم مرا معصومانه می سوزانند… و برای آنان که عطش وجود مرا با آبی فروکش نمی کنند… بلکه شراره عطشم را شعله ورتر می کنند … و اما من فقط در همه سکوت تنهایی هایم اشک می ریزم…
Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us
جمعه, ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

قبیله ام…بمان که من هستم!!

شکست؟

هنوز یادم نرفته است نام قبیله ام
و می شنا سم هنوز هم تمام قبیله ام
فریب تزویرهای کهنه خوردند ور نه
شکست هرگز نبوده در مرام قبیله ام
به من بگوئید بر سوارها چه گذشته بود
در آخرین روزهای قتل عام قبیله ام
همیشه پشت خنده هایشان کشیده اند
چه نقشه هایی برای انهدام قبیله ام
نه…با همین دستهای پینه بسته ساده ام
دوباره تکثیر می کنم دوام قبیله ام
دوباره آتش،صدای شیهه ها و تفنگ را
بیاد می آورم به احترام قبیله ام
به روح مردان بی شکست طایفه ام قسم
بدان که خواهم گرفت انتقام قبیله ام

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us
سه شنبه, ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

تمام دلتنگی هایم…..

تمام دلتنگی هایم…..
بۆت نوسیوم بۆت بنوسم ئه‌‌‌من چیم دوندی قه‌ندیل، گۆڕه‌پانی هه‌ڵگورد نیم به‌ره‌و به‌رزایی ده‌چم گه‌رچی ووردم خاکی به‌رپێی تێکۆشه‌رێکی کوردم
چون بژی شه رته نه وه ک چه نده بژی

1220905973skazki_28

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us
سه شنبه, ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

تقدیم به بهترین

نمی دانم چه حسی هست این عاشقی؟

وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم

وقتی صدایی می اید دوستت دارم ، وقتی سکوت است دوستت دارم

چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای ؟

دوستت دارم

دوستت دارم

کنارم بخواب و به دورم بتاب و از این لب بنوش و چو تشنه که آبو…گل آتشی تو حرارت منم من که دیوانه بی قرارت منم من…بخواب آرام پیش من منی که بی تو میمیرم لبت را بر لبم بگذار که جان تازه می گیرم…خدا دوست دارد لبی که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد…خدا دوست دارد من وتو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم…

هر کدوم از ما چون فرشتگانی با ۱ بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم

Share and Enjoy:
  • Facebook
  • Google
  • TwitThis
  • MySpace
  • Donbaleh
  • Balatarin
  • del.icio.us
مرجع